#روایت_انتظار
جایگاه انتظار و فضیلت منتظران از دیدگاه امام رضا علیه السلام
در روایتی خطاب به حسن بن جهم که از حضرتش درباره (فرج )می پرسد، میفرماید:
(أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟) قلت: (لا أدری، إلاّ أن تعلّمنی)
فقال: (نعم؛ إنتظار الفرج من الفرج)
آیا میدانی که انتظار فرج، جزئی از فرج است؟ گفتم: نمیدانم، مگر اینکه شما به من بیاموزید فرمود: آری؛ انتظار فرج، جزئی از فرج است.
در روایت دیگری نیز می فرماید:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج. أما سمعتَ قول العبد الصالح: (و ارتقبوا إنّی معکم رقیب) (وانتظروا إنّی معکم من المنتظرین) فعلیکم بالصبر إنّما یجیء الفرج علی الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم
چه نیکوست صبر و انتظار فرج! آیا سخن بنده صالح خدا شعیب را نشنیدی که فرمود: و انتظار برید که من [هم] با شما منتظرم.پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا که گشایش، پس از ناامیدی فرا می رسد و به تحقیق، کسانی که پیش از شما بودند، از شما بردبارتر بودند.
آن حضرت در روایت بسیار زیبایی، فضیلت انتظار را اینگونه بیان میکند:
أما یرضی أحدکم أن یکون فی بیته ینفق علی عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم، بدرا، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فی فسطاطه....
آیا هیچ یک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانوادهاش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود، مانند کسی است که همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نبرد بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید، مانند کسی است که همراه قائم ما و در خیمه او باشد...
#امام_زمان
چرا امام زمان ارواحنا فداه ظهور نمیکنند؟
ماجرای هارون مکی و تنور آتش
مأمون رقّى نقل مى کند:روزى خدمت امام صادق علیه السلام بودم، سهل بن حسن خراسانى وارد شد، سلام کرده، نشست.
آن گاه عرض کرد:
یابن رسول الله، امامت حق شماست زیرا شما خانواده رأفت و رحمتید، از چه رو براى گرفتن حق قیام نمى کنید، در حالى که یکصد هزار تن از پیروانتان با شمشیرهاى بران حاضرند در کنار شما با دشمنان بجنگند!
امام علیه السلام فرمود:
– اى خراسانى !
بنشین تا حقیقت بر تو آشکار شود.
سپس دستور دادند، تنور را آتش کند. بلافاصله آتش تنور افروخته شد، به طورى که شعله هاى آن، قسمت بالاى تنور را سفید کرد.
به سهل فرمود:
– اى خراسانى !
برخیز و در میان این تنور بنشین !
خراسانى شروع به عذر خواهى کرد و گفت:
یابن رسول الله !
مرا به آتش نسوزان و از این حقیر بگذر!
امام فرمود:
ناراحت نباش ! تو را بخشیدم .
در همین هنگام ، هارون مکى ، در حالى که نعلین خود را به دست گرفته بود، با پاى برهنه وارد شد و سلام کرد.
امام علیه السلام پاسخ سلام او را داد و فرمود:
در تنور بنشین !
هارون نعلینش را انداخت و بى درنگ داخل تنور شد!
امام با خراسانى شروع به صحبت کرد و از اوضاع بازار و خصوصیات خراسان چنان سخن مى گفت که گویا سال هاى دراز در آنجا بوده اند.
سپس از سهل خواستند تا ببیند وضع تنور چگونه است
سهل مى گوید، بر سر تنور که رسیدم، دیدم هارون در میان خرمن آتش دو زانو نشسته است.
همین که مرا دید، از تنور بیرون آمد و به ما سلام کرد.
امام به سهل فرمود:
در خراسان چند نفر از اینان پیدا مى شود؟
عرض کرد:
– به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود.
آن جناب نیز فرمودند:
آرى ! به خدا سوگند! یک نفر هم پیدا نمى شود.
اگر پنج نفر همدست و همداستان این مرد یافت مى شد، ما قیام مى کردیم.
بحار، ج ۴۷، ص ۱۲۳
آیا ما اینگونه مطیع امام زمان خویش هستیم؟! آیا کسی ایمانش و معرفتش نسبت به امام زمانش قوی هست که بدون چون و چرا مثل هارون مکی قبول کند، آیا اینطور هستیم؟آیا با قلم و قدم و مال و جان خویش او را یاری میکنیم؟!
اگر جوابمان مثبت است خوشا به سعادتمان واگر جواب منفی است پس بکوشیم که عقب مانده ایم










#ورق_بزنید | شباهتهای امام زمان ارواحنافداه به انبیای الهی
میان امام زمان ارواحنا فداه و تعدادی از پیامبران الهی شباهتهایی وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره کردهایم.
قصههای زندگانی امام زمان(عج)، قسمت سوم
شیخ صدوق میگوید:
در سالی که گروهی از قرمطیان شورش کردند حج گزاران را میکشتند.
پدرم نامهای به حسین بن روح سومین نماینده ویژهی امام مهدی علیه السلام نوشت و برای رفتن به مکه از حضرت اجازه خواست. پاسخ امام زمان علیه السلام این بود که امسال نرو.
پدرم باز پرسید: آخر نذر واجب دارم، آیا رواست که به حج نروم؟
بار دیگر این پاسخ از سوی امام علیه السلام و توسط نماینده ایشان به دست پدرم رسید، اگر از رفتن ناگزیری پس با آخرین کاروان رهسپار شو.
پدرم بر اساس این رهنمود. با آخرین کاروان راهی مکه شد. و چون بازگشت. به ما گفت:
آگاهی یافتم همهی کسانی که با کاروانهای پیشین حج رفتهاند، به دست شورشیان کشته شدهاند.
اینجا بود که ما به حکمت فرمان امام زمان علیه السلام پی بردیم!
جمعهها، منتظر قسمتهای بعدی باشید...
برگی از کتاب امام زمان (عج) صفحه ۴۹ و ۵۰