چگونه توجه امام زمان را به خود جلب کنیم؟
وصیت سید بن طاووس به فرزندان خود:
در پیروی و وفاداری و دلبستگی به #امام_زمان آنگونه باش که خدا و رسول خدا و پدران آن حضرت و خود او از تو می خواهند.
هنگامی که نمازهای حاجت را به جا میآوری، حوائج آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدّم بدار.
صدقه دادن از سوی آن جناب را بیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار بده.
دعا برای ایشان را بر خودت مقدم بدار.
خلاصه در هر کار خیری وفای به حق آن بزرگوار را مقدم بدار، زیرا اینکار سبب احسان و توجه بیشتر ایشان به تو میشود.
کشف المحجه، ص۱۵۱
چه زمانی میتوانیم به امام زمانمان برسیم؟
وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم (عج) دستت را می گیرند.
مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکره اش را گرفته باشد، می تواند خدمت امام زمان «صلوات الله علیه»، برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟!
لذا در باب انتظار فرج که روایات بسیار داریم که افضل اعمال است، چه کسی میتواند منتظر باشد؟
کسی که حبّ دنیا دارد؟ اگر امام زمان(صلوات الله علیه) تشریف بیاورند، حاضرم دست از همه چیز بردارم و هر امر فرمودند بگویم: چشم؟
اگر اینچنین شویم، بی برو برگرد دستمان را خواهد گرفت، چه چشم ظاهری ببیند، چه نبیند.
اینجاست که عبادات روح می گیرند و طاعات مغز پیدا می کنند و از پوست بودن خارج می شوند.
اگر کسی این حالت در آن نباشد، منحرف است. زیرا اینگونه بودن طبق موازین است، لذا در روایات متعدّد داریم که اگر کسی امام زمانش را نشناسد، « مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»، به مرگ جاهلیّت مرده است.
خدایا بحقّ مهدی موعودت؛ یعنی موجودی که الآن محبوبترین موجودات نزد تو است، دست ما را از دامن او کوتاه مکن!
آیت الله مجتبی تهرانی(ره)
از دعاهای مشهور که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام سفارش شده، «دعای عهد» است. امام صادق علیه السلام درباره این دعا فرموده است:
مَنْ دَعا اِلَی اللَّهِ اَرْبَعینَ صَباحاً بِهَذَا العَهْدِ کَانَ مِنْ اَنْصارِ قَائِمنا وَاِنْ مَاتَ اَخْرَجَهُ اللّهُ اِلَیْهِ مِنْ قَبْرِهِ وَاَعْطاهُ اللّهُ بِکُلِ کَلِمَةٍ اَلْفَ حَسَنَةٍ وَمَحاعَنْهُ اَلْفَ سَیِئَةٍ... ؛
هر کس چهل صبحگاه، این دعا را بخواند، از یاوران قائم علیه السلام خواهد بود و اگر پیش از ظهوراو بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد کرد، تا در رکابش جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن، هزار حسنه برایش نوشته میشود، و هزار گناه از او محو میگردد.
این دعا، دارای آثار و برکات فراوانی دردنیا وآخرت است. یکی از نزدیکان امام خمینی رحمة الله میگوید:
یکی از چیزهایی که امام در روزهای آخر به من توصیه میکردند، خواندن دعای عهد بود. ایشان میگفتند:
«صبحها سعی کن این دعا را بخوانی؛ چون در سرنوشت، دخالت دارد».
درباره سیره آن عالم عظیم الشأن نیز آمده است:
امام حتی در موقعی که در بیمارستان بستری بودند، از انس با کتاب مفاتیح الجنان غافل نبودند. پس از رحلت ایشان که مفاتیح شان را از بیمارستان به بیت منتقل میکردیم، متوجه شدیم امام در مفاتیح خود در کنار دعای شریف عهد که آن را یک اربعین میخواندند، تاریخ شروع را هشت شوال نوشته اند.
برخی علما مهم ترین آثار مداومت بر این دعا را سه چیزمعرفی نموده اند که عبارت است از:
۱. ثواب کسانی را خواهد داشت که در زمان ظهور در خدمت امام علیه السلام میباشند؛
۲. مایه ثبات و کمال محبت و اخلاص و ایمان شخص میشود؛
۳. مایه توجه خاصّ و نظر رحمت کامل آن حضرت به بنده میشود.
منبع :
زندگی مهدوی در سایه ی دعای عهد استاد قرائتی
فضیلت و اهمیت دعای عهد
انسانهای موفق هرصبح، پیش از آنکه وارد کار شوند برنامهی روزانه و اهداف زندگیشان را مرور میکنند.
این مرور کوتاه، باعث میشود کنترل بهتری بر روز خود داشته باشند و در تصمیمگیری و اجرای تصمیمها به اشتباه نیفتند و به اهدافشان نزدیک و نزدیکتر شوند.
اگر کسی میخواهد در مسیر حساس"انتظار" موفق باشد باید هر صبح، پیش از آغاز کارها، هدف بزرگ و مقدسش را به خود یادآور شود و قول و قرارهایی را که با مولایش دارد مرور کند.
دعای عهد همین تجدید عهد صبحگاهی است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هرکس چهل صبح با دعای عهد به درگاه خداوند دعا کند، از یاران قائم ما خواهد بود و اگر از دنیا برود خدا او را از قبرش به سوی حضرت مهدی علیه السلام خارج خواهد کرد و خداوند به ازای هر کلمه هزار پاداش به او میدهد و هزار گناه از او محو میکند.
قسمتی از درآمدت را با امام زمان معامله کن
وارد میوهفروشی شدم. خلوت بود. قیمت موز و سیب رو پرسیدم.
فروشنده گفت: موز ۱۶ تومن و سیب ۱۰ تومن.
گفتم: از هر کدوم دو کیلو به من بده.
پیرزنی وارد میوهفروشی شد و پرسید:
محمدآقا سیب چند؟
میوهفروش پاسخ داد: مادر کیلویی سه تومن!
نگاه تعجبزدهام رو به سرعت به میوهفروش انداختم و او که متوجه تعجب و دلخوری من شده بود، چشمکی زد و با نگاهش منو به آرامش دعوت کرد. صبر کردم.
پیرزن گفت: محمدآقا خدا خیرت بده! چند تا مغازه رفتم، همهشون سیب رو دهدوازده تومن میدن! مادر با این قیمتا که نمیشه میوه خرید!
محمدآقای میوهفروش، یک کیلو سیب برای پیرزن کشید و اونو راهی کرد.
سپس رو به من کرد و گفت: این پیرزن بهتازگی پسر و عروسش رو تو تصادف از دست داده و خودش مونده با دو تا نوه یتیم! من چند بار خواستم بهش کمک کنم و میوه مجانی بدم اما ناراحت شد و قبول نکرد.
به همین خاطر هیچوقت روی میوهها تابلوی قیمت نمیزنم تا وقتی این زن به مغازه میاد از قیمتها خبر نداشته باشه و بتونه برای بچههاش میوه بخره.
راستش رو بخوای من به هرکسی که نیاز داشته باشه کمک میکنم و همیشه با امام زمانم معامله میکنم.
دلم مثل آوار ریخته بود پایین و بسیار شرمنده بودم و بغضی سنگین تو گلوم نشسته بود.
دلم میخواست روی میوهفروش رو ببوسم. میوهها رو خریدم. سوار ماشین شدم و زدم زیر گریه و در حال رانندگی از خودم و از امام زمان خجل بودم.
با خودم میگفتم: ای کاش در طول سالیان دراز عمرم من هم قسمتی از درآمدم رو با امام زمانم معامله میکردم.