ماجرای علامه بحرالعلوم و حواله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
آخوند ملا زین العابدین سلماسی- از شاگردان و یاران نزدیک سید مهدی طباطبایی بروجردی معروف به بحرالعلوم- می گوید:
ایامی که در جوار خانه خدا نزد سید به خدمت مشغول بودم، روزی اتفاق افتاد که در خانه چیزی نداشتیم. مطلب را به سید عرض کردم، چیزی نفرمود. از عادات جناب بحرالعلوم این بود که صبح اول وقت طوافی دور کعبه می کرد و به خانه می آمد و به اتاقی که مخصوص خودش بود، می رفت و برای هر صنفی بر طریق مذهبش درس می گفت. در آن روزی که از تنگدستی شکایت کردم، چون از طواف برگشت ناگهان کسی در را کوبید.
سید بحرالعلوم به شدت مضطرب شد و با شتاب به طرف در رفت و آن را باز کرد.
شخص بزرگواری در لباس عربی داخل شد و در اتاق سید نشست و سید در نهایت فروتنی و ادب دم در نشست.
ساعتی نشستند و با یکدیگر سخن گفتند. آنگاه برخاست و در خانه را باز کرد و دست مهمان را بوسید. او را بر شتری که دم در خانه خوابانده بود سوار کرد.
مهمان رفت و سید بحرالعلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله ای به دست من داد و گفت: این حواله ایست برای مرد صرافی که در بازار صفاست.
نزد او برو و هرچه بر او حواله شده بگیر.
آن حواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد که سید سفارش کرده بود، بردم مرد چون حواله را گرفت به آن نظر نمود و آن را بوسید و گفت:
برو چند باربر و کارگر بیاور.
پس رفتم و چهار باربر آوردم. به قدری که آن چهار نفر قدرت حمل داشتند، پول رایج زمان را برداشتند و به منزل آوردند.
من فوری برگشتم نزد آن صراف که از حال او و نویسنده حواله جویا شوم که او چه کسی بود. وقتی رفتم نه صرافی را دیدم و نه مغازه ای را که دیده بودم.
از مغازه صراف پرس و جو کردم گفتند:
ما اصلا در اینجا دکان صرافی ندیده ایم.
فواید الرضویه، ص ۶۸۰
چرا حوائج مان را از امام زمان نخواهیم؟
آیت الله مصباح یزدی (ره):
اگر ما نوکر وجود مقدس امام زمان (عج) هستیم مشکلاتمان را چرا از آقاى خودمان نخواهیم؟! اگر باورمان هست که او آقاست و ما نوکر، آقایى که سراپا رحمت است، محبت است، عطوفت است، میگوید آن وقتى هم که یاد من نیستید و مرتکب گناه میشوید، من برایتان استغفار میکنم؛ دعا میکنید، آمین میگویم. آن وقت وقتى احتیاج داریم چرا نرویم در خانه او؟! چه کسى از او مهربانتر، چه کسى از او قدرتمندتر؟!
۸۳/۰۷/۰۴
آری به راستی چه کسی از او مهربانتر؟ چه کسی از او قدرتمندتر ؟
در کتاب مکیال المکارم نیز که ۸۰ وظیفه هر شیعه ذکر شده است در وظیفه شماره ۴۷ آمده است :
دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت
جاذبه ی عجیب امام مهدی علیه السلام
ابان بن تغلب از امام صادق(علیه السلام) نقل میکند که ایشان میفرمایند: حضرت مهدی(عج الله فرجه) پرچمی دارد که چون به اهتراز درآید هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه دل او چون برادهی آهن جذب آن پرچم شود.
اگر به عبارت براده ی آهن دقیق بنگریم به چندین نکته اساسی دست پیدا می کنیم.
1 جاذبه وجود مقدس حضرت چندان قوی است که دلها را در هر کجای عالم به سوی خود مجذوب می کند.
2 تمام دلهای آماده ی ظهور باید چون براده ی آهن (که اهن خالص است) از هر ناخالصی پاک گردند و منیت خود را از دست دهند تا قابلیت جذب به وجود مبارک حضرت را بیابند.
3 براده ها با کوچکترین اشاره به سوی آهن ربا جذب می شوند.تمثیل روایت نشان آن است که این دلها همگی آمادگی مجذوب شدن به قطب عالم امکان را دارند.
اصلاح رابطه با امام مهدی ارواحنا فداه
اگر میگوییم: ما را یاری کن؛
در مقابل بگوییم: ما هم برای یاری شما آمادهایم. «اَللّـهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ»
اگر میگوییم: از ما دفاع کن؛
در مقابل بگوییم: ما هم برای دفاع از ولایت آمادهایم. مانند شهدا که به راستی از ولایت دفاع کردند «وَ الذّابّینَ عَنْهُ... وَ المُحامینَ عَنْهُ»
اگر میگوییم: حاجات ما را بده؛
در مقابل بگوییم: ما هم برای برآورده کردن حاجات و فرامین شما آمادهایم «وَ الْمُسارِعینَ اِلَیْهِ فی قَضاءِ حَوائِجِهِ»
اگر میگوییم: خدایا امام زمان عجّل الله فرجه را به ما برسان؛
بگوییم خدایا به ما توفیق بده تا از زمینه سازان ظهور امام زمان عجّل الله فرجه باشیم.
«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّه لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماعٍ مِنَ القُلُوبِ فِى الوَفاءِ بِالعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقائِنا؛
اگر شیعیان و اتباع ما اجتماع و اتّفاق بر وفای عهدی که سابق با حضرت رسول صلّی الله علیه و آله نمودند میکردند از لقای مسرّت بخش ما مأیوس و محروم نمیشدند.» [الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج۲، ص ۴۹۹]
اصحاب با وفای امام حسین علیه السلام به ما شیوه ولایت محوری را آموختند و به بهترین وجه ممکن حق امامت را ادا کردند؛ سیدالشهداء علیه السلام در مورد یارانشان میفرمایند:
«فَإِنِّی لا أعْلَمُ أصْحَاباً أوْفَی وَ لا خَیراً مِنْ أصْحَابِی»
"بهتر و وفادارتر از اصحاب خودم نمی شناسم..."
#استاد_رفیعی
جایگاه انتظار و فضیلت منتظران از دیدگاه امام رضا علیه السلام
در روایتی خطاب به حسن بن جهم که از حضرتش درباره (فرج )می پرسد، میفرماید:
(أولست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟) قلت: (لا أدری، إلاّ أن تعلّمنی)
فقال: (نعم؛ إنتظار الفرج من الفرج)
آیا میدانی که انتظار فرج، جزئی از فرج است؟ گفتم: نمیدانم، مگر اینکه شما به من بیاموزید فرمود: آری؛ انتظار فرج، جزئی از فرج است.
در روایت دیگری نیز می فرماید:
ما أحسن الصبر و انتظار الفرج. أما سمعتَ قول العبد الصالح: (و ارتقبوا إنّی معکم رقیب) (وانتظروا إنّی معکم من المنتظرین) فعلیکم بالصبر إنّما یجیء الفرج علی الیأس و قدکان الذین من قبلکم أصبر منکم
چه نیکوست صبر و انتظار فرج! آیا سخن بنده صالح خدا شعیب را نشنیدی که فرمود: و انتظار برید که من [هم] با شما منتظرم.پس منتظر باشید که من [هم] با شما از منتظرانم بر شما باد به صبر و بردباری؛ چرا که گشایش، پس از ناامیدی فرا می رسد و به تحقیق، کسانی که پیش از شما بودند، از شما بردبارتر بودند.
آن حضرت در روایت بسیار زیبایی، فضیلت انتظار را اینگونه بیان میکند:
أما یرضی أحدکم أن یکون فی بیته ینفق علی عیاله ینتظر أمرنا فإن أدرکه کان کمن شهد مع رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلم، بدرا، و إن لم یدرکه کان کمن کان مع قائمنا فی فسطاطه....
آیا هیچ یک از شما خوش ندارد که در خانه خود بماند، نفقه خانوادهاش را بپردازد و چشم به راه امر ما باشد؟ پس اگر در چنین حالی از دنیا برود، مانند کسی است که همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در نبرد بدر به شهادت رسیده است. و اگر هم مرگ به سراغ او نیاید، مانند کسی است که همراه قائم ما و در خیمه او باشد...