
آقاجان
گریهام روی ریا بود
به رویم نزدی..
عَمَلم ضد شما بود
به رویم نزدی..
همه جا جار زدم
نوڪر در خط توام..
راه من از تو جدا بود
به رویم نزدی..
الٰلهُمَ_عَجِّل_لِوَلِیّکَ_الفَرَج

درکوچه بی کسی ما هم سرزن
یکبار شده خانه ی دل را در زن
آقا بخدا با دل و جان منتظریم
آدینه بیا و سخن آخر زن
(صلوات.امید.انتظار) ۹۸/۹/۸
پورعیسی

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد
دیده بر روی چو گل بندد نبود خبرش
گر چه در دیده ز نوک مژه خاری برسد
لذت وصل نداند مگر آن سوختهای
که پس از دوری بسیار به یاری برسد
قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر
که خزان دیده بود پس به بهاری برسد

آقاجان
چقدر مثل علے
شد طنین غربت تو
مرا ببخش کہ ھستم
دلیل غیبت تو
اَلَّلهُمـّ_عجِّل_لِوَلیِڪَ_الفَرَج

آیت_الله_بهجت قدسسره:
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد_خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان علیهالسلام آنجا هست.
(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۷۹)
http://eitaa.com/joinchat/2385182721C9df651400cه
پایگاه بسیج