حدیث_انتظار
«شعیب بن ابی حمزه میگوید: به خدمت امام حسین علیهالسلام شرفیاب شدم و پرسیدم: آیا شما صاحب این امر هستید؟
فرمود: نه، پرسیدم: آیا پسر شما صاحب این امر است؟ فرمود: نه. گفتم: آیا پسر پسر شما صاحب این امر است؟ فرمود: نه. گفتم: پس چه کسی صاحب این امر است؟
فرمود:«الذی یملأها عدلا، کما ملئت جورا، علی فترة من الأئمة یأتی کما ان رسول الله صلی الله علیه و [آله] و سلم بعث علی فترة من الرسل».
«صاحب این امر کسی است که روی زمین را پر از عدالت خواهد کرد، آنچنان که پر از ستم شده است، او به هنگام فترت امامان خواهد آمد، چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله در زمان فترت پیامبران بر انگیخته شد»
عقد الدرر/ ص ۱۵۹
مسجد مقدس جمکران:
jamkaran_ir

فعالیت رسانهای موکب مع امامٍ منصور در اربعین امسال
معاون فرهنگی مسجد مقدس جمکران: موکب مع امامٍ منصور در مسیر پیادهروی اربعین و نیز کربلا برای انعکاس رسانهای این اجتماع عظیم با خوانش مهدوی، مستقر است.
سالهای قبل این موکب در عمود ۱۰۷۰ و در مسیر پیاده روی به زائران خدمترسانی میکرد اما امسال و در پی شیوع کرونا، صرفا به پوشش رسانهای این اجتماع بی نظیر مردمی با همکاری شبکه ماهوارهای ولایت اختصاص دارد.
متن کامل خبر:
http://www.news.jamkaran.ir/?p=182018
مسجد مقدس جمکران:
jamkaran_ir

«مأموریت در قصر» به لبنان رسید
کتاب «مأموریت در قصر» که به تازگی در لبنان منتشر شده است، رمانی تاریخی درباره «علی بن یقطین» یکی از شیعیان ویژه امام موسی کاظم علیه السلام است که به ساختار حکومتی قدرتمندترین خلیفه عباسی نفوذ کرده و به بالاترین منصب حاکمیتی می رسد .داستانی که بخشی از شبکه گسترده و پنهان شیعه در جهان اسلام و کارگزاران امامان و مواجبه با فضای حاکمیتی و اطلاعاتی وقت را به تصویر می کشد و ساختار یکپارچه و پرتعلیق رمان، مخاطب را تا انتهای آن با خود همراه می کند.
متن کامل خبر:
www.news.jamkaran.ir/?p=182066
مسجد مقدس جمکران:
Jamkaran_ir
کرامات آقا #امام_زمان عج
طلایى که گمشده بود به ما رسید
حسین بن على بن محمّد قمى، معروف به ابوعلى بغدادى، مى گوید:
شخصى به نام (جاوشیر) ده شمش طلا در شهر بخارا به من تحویل داده وگفت: آنها را به بغداد ببر وبه حسین بن روح تحویل بده.
من به سوى بغداد حرکت کردم وقتى به نزدیکى خراسان ورودخانه (آمودریا) رسیدم، یکى از شمش ها را گم کردم، در بغداد متوجّه شدم که یکى از شمشها گمشده است. فوراً شمش طلاى دیگرى خریدارى نموده وآنها را تکمیل نمودم.
وقتى شیخ ابوالقاسم حسین بن روح آنها را دید، همه را به دست گرفت وهمان را که خریده بودم، برداشت وگفت:
مال خود را بگیر! این شمش را خود خریده اى. آن را که گم کرده بودى، به ما رسید!
وقتى چشمم به شمشى که نشان داد افتاد، شناختمش. همان بود که در کنار آمودریا گم کرده بودم!
اَلَّلهُمـّ_عجِّل_لِوَلیِڪَ_الفَرَج