
مولای من!
هر چقدر زندگیام را زیر و رو میکنـم، نبود لحظهای که به واسطه شما نجات نیافته باشـم...
هـرچه خیر در زندگیام دیدم از جانب تو و هر چـه شر، از من دور شد برای نگاهها و الطاف تو بود...
تو خود نیز اذعان داشتی:
"به درستی که من سبب آسایش و امنیّت برای موجودات زمینی هستم، همانطوری که ستارهها برای اهل آسمان، امان هستند."
گاهی وقتها که دلم میگیرد و دنیا برایم تنگ میشود، یاد این جمله میافتم که نوشته بود:
و گمان میکنی که پایان است سپس او همه چیز را درست میکند...
مولای من آسایش، امان و تمامی گرههای کور زندگیام به دست توست...
زودتر بیا...❤️