مهم نیست که دلت چند تا زمستونِ سرد
و یخبندون رو به چشم دیده باشه
مهم اینه آدمی رو پیدا کنی که بعد از اون
همه زمستون بیادُ بهاره زندگیت شه
و به زندگیت رنگُ لعاب بده
اصلا بشه خود رنگِ زندگیت همون رنگی که
اگه نباشه کلِ زندگیت دل مرده شه
همونی که تورو همونطور که هستی بخواد
مهم نیست تو چجوری باشی
اما اون بازم تورو بخواد
یه گوش باشه برای شنیدنه دردای بی درمونت
همونی که جلوی تو بی شیله پیله باشهُ خودش باشه
همونی که با دستای گرمش سرمای دلتو آب کنه
و بشه تکیه گاه زندگیت، بشه همون آدمه امنِ زندگیت
پیدا کردنه همچین آدمی دقیقا خود خود معجزست