
گفتم اگر امروز چشم باز کنم، انتظار به پایان میرسد و فراق، به وصال مبدّل میشود؛ اما نشد!...
راستی! جمعه جان!... کودکانمان بزرگ شدند! جوانهایمان پیر شدند و پیرهایمان از دنیا رفتند!...
گفتم شاید بدانی نسیم حضور او، چه زمانی بر مشام جان مان می رسد!... اما بدان همچنان منتظریم!... هرکجا هست، قاصد
سلام مان باش..
الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَالْفَـــرَج
Be_Sooye_Zohoor