یارب فرج امامان رابرسان
یارب فرج امامان رابرسان

یارب فرج امامان رابرسان

یک عمر تو زخم‌های ما را بستی

یک عمر تو زخم‌های ما را بستی

هر روز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می‌رسد آقاجان!

ما تازه به یادمان می‌آید هستی!

هر چند که خسته‌ایم از این حال نیا!

شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا!

ما خط تمام نامه‌هامان کوفی است

آقای گلم زبان من لال نیا!

سرتاسر جان ما پر از تب نشده

چون جام جنون ما لبالب نشده

ما منتظریم ماه کامل بشود

دور قمری چهارده شب نشده

هر چند که بیمار تو هستیم همه

دیوانه‌ی دیدار تو هستیم همه

بین خودمان بماند آقا عمری است

انگار طلب‌کار تو هستیم همه

هر روز به ما اگر که سر هم بزنی

بر ریشه‌ی خواب ما تبر هم بزنی

آقا تو که خوب می‌شناسی ما را

زنگ در خانه را اگر هم بزنی…

از مزرعه‌های کوچک بعضی‌ها

برچیده شود مترسک بعضی‌ها

آقا خودمانیم چه کیفی دارد

وقتی بزنی به برجک بعضی‌ها

این مرد که در ره است باید او را…

می‌ترسم اگر سرزده آید او را…

از هر که سراغ او گرفتم دیدم

در شهر کسی نمی‌شناسد او را

جلیل_صفربیگی

نیمه_شعبان_97

مسجد مقدس جمکران:

jamkaran_ir

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.